تبلیغات
ATONEMENT : یادداشت هایی که کفاره زندگی است
نیمکت
جمعه 25 اسفند 1396 ساعت 11:28 ق.ظ
گفتم این 'دین' لعنتی رو با همه‌ی اسم‌هایی که صداش میزنن بذارم پای همون نیمکتی که فقط تنهایی ازش می‌باره.
دسته بندی: تنها هیچ،

پسرک و مورچه ها
یکشنبه 20 اسفند 1396 ساعت 06:11 ب.ظ
بچه که بودم با مادرم میرفتم. هم پدر و هم مادرم دامداری می‌‌کردند. چوپانی می‌کردند.
بچه که بودم منم آویزان صحراگردی‌های مادر بودم. همیشه‌ی خدا، من بودم و مادر و به قولی دیگر هیچ.
سرگرمی من شده بود بازی با تمام آنچه که می‌دیدم. سرگرمی من شده بود تماشای مسیر‌های مورچه‌ای و خیلی که بیکار بودم اگر، دست به کار طراحی و راه‌سازی می‌شدم.
مادر برای همه‌اشان اسم داشت. برای تمام انواع مورچه‌هایی که میدیدم. آرامترین‌ها را پیاده می‌نامید. و من عاشق آرامش مورچه‌های پیاده‌ام بودم. همه چیزشان آرام بود. .
و بعد از همه‌ی اون سال‌ها، حالا پسرکم شده معمار جاده‌های مورچه‌ای. و چه علاقه‌ای هم دارد.
دلم برای کودکی‌هایم تنگ می‌شود گاهی.
چقدر زود بزرگ می‌‌شویم !!
پی‌نوشت:
- تصویر مربوط به گذر مورچه‌هاست که پسرک با ذوق هنری خودش :) با اصرار و ساخت پل براشون ایجاد کرده.
تگ ها: پسر، مورچه، بچه گی،
دسته بندی: بوی خوش زندگی،

من،تو و زندگی
پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت 08:30 ب.ظ
 قصه‌ی همواره‌ی من و تو و زندگی است زارا.
تو همیشه دوستداشتنی بودی و اینروزها بیشتر.
من و زندگی دعوای همیشه‌گی‌امان را داریم. لجبازی‌های کودکانه‌ی من و قرار‌های زندگی بعد از تعطیلی مدرسه پشت دیوار قسط و چک و وام.
و چقدر زیبا و صبورانه نگاهمان می‌کنی تو.
روزت مبارک.
دوستتان داریم بانو.
پی‌نوشت:
-خودت خوب میدانی زارا ما اعتقادی به اسم‌هایی که ساپورت‌پوش‌ها روی روزهای زندگی میگذارند نداریم. آخر، حیف است تمام انسانیت و زندگی را جا بدهیم میان یک کلمه و آن هم فقط مادر.
حسود نیستم اما باور کنید پدر های این سال‌های سرزمین من مادر تر از تمام زنان تاریخ اند.
تگ ها: زارا، قصه، زندگی،
دسته بندی: بوی خوش زندگی،

پروستات بارندگی
چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت 09:45 ب.ظ
اینجا شیراز و خدا پروستات گرفته گویا.
پی نوشت:
- اول و آخر سازمان هواشناسی
دسته بندی: روزنگار،

خشکسالی و هیچ
سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت 10:33 ب.ظ
هیچ است. مثل دل خودم. مثل دست‌های همیشه خشکم. مثل قلب کوچک لرزانم.
هیچ است خُب. مثل روزگار هم‌نسل‌هایم. مثل سفره‌های محارمم.
هیچ است دیگر. چون لبان خشکیده از ترس. چون شرمساری هزاران اسم به نام پدر. چون ذهن خلاق یک گرسنه.
هیچ است همیشه. چون خشکی این همه سال سرزمینم. چون امیدهای همواره یاس مادر. چون دلشکستگی‌هایش از نم‌های این خدای بی‌مروت. چون کارت‌های عابر بانکمان. چون دیانتمان. چون شرافتشان.
هیچ است.
دسته بندی: تنها هیچ،

سادگی این زندگی
شنبه 21 بهمن 1396 ساعت 10:42 ب.ظ
دل آدمیزاد همش دنبال یه چیز خیلی گُنده میگرده تا هی یادش بیاد که خیلی خوش به حالش هست.
از بس دنبال چیزا و بهانه‌های بزرگ و گنده می‌گرده دیگه وقت و فرصت خوش بودن رو نداره.
.
.

به نظرم زندگی ساده است.
دسته بندی: روزنگار،

تماس با من
چهارشنبه 23 فروردین 1385 ساعت 06:00 ب.ظ
این پست ثابت صرفا بهانه ایست جهت ارسال نظر و دیدگاه از سمت شما جانان.

رفتن به بالای صفحه

Designed by ATONEMENT.ir