نخستین ها
دوشنبه 6 آبان 1398 ساعت 11:32 ب.ظ
روزهای نخست هر چیزی دوست داشتنی است. اصلا انگاری آدم هوس می کند هی هر روز سراغشان را بگیرد. اما زمان که می گذرد و همین که چند صباحی آفتاب بالا و پایین می شود همه چیز بی روح می شود.
نه اینکه بی روح بوده هااا. نه . ما بیشتر هوس رانیم تا علاقمند.
همه اش می خواهیم داشته باشیم و خوب که با آن چیز یا فرد ور رفتیم، خوب که شناختیم، خسته می شویم. اصلا حال بهم زن می شود.
همه اش تقصیر هوس بازی هایمان است. همه را برا لذتش می خواهیم.
بگذریم.
گفتم روز های نخست! یاد اولین ایام وبلاگ نویسی در بلاگ اسکای افتادم. میدانید؟ گاهی وقت ها بعضی حرف ها اول دلت را می شکند و بعد می بینی شده اصل بودنت. میان همان نخستین ها، همان روزهایی که ذوق وبلاگی داشتیم هر دانشجویی صفحه ای، یکی انگ خزعبله نویسی زد. اینکه زردنویسی است و من دست به عصا شدم. ماهی یک پست. حالا که آرشیو تمام این 15 سال وبلاگ نویسی را دید میزنم میبینم بله ، بیشترش شده همان ماهی یک پست. یک مطلب.
شده شخصیت وبلاگم.  و چه حرف ها داشتم که می خواستم با خودم بزنم.
مواظب حرفهامان باشیم. مواظب حرفهاشان باشیم.

دیدگاه ها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
رفتن به بالای صفحه

Designed by ATONEMENT.ir

© ATONEMENT