تبلیغات
ATONEMENT : یادداشت هایی که کفاره زندگی است - مطالب ابر پدر
زانوهای بی‌صفت
سه شنبه 8 مرداد 1398 ساعت 01:31 ق.ظ

پدر امروز زمین خورده بود.نزدیک‌های غروب که دیدمش خواب بود.تنش همه خُرد بود.این دومین باری هست که توی این هفته اینجوری میشه.

امشب خسته‌تر از همیشه بود.چشم‌های کوچیکش نا نداشت که باز بمونن.دلم به حالش سوخت.چقدر تنها بود.

پدر حقش این نیست.عمری‌ یِ که زمین‌هاش رو خورده.شکستنی‌هاش رو قاب گرفته گذاشته یه گوشه‌ی دلش.این سزاش نیست.

همه‌ش تقصیر زانوهای لعنتی هستن.همیشه درد دارن.همیشه دلتنگ چوبدستی ارژن پدر میشن.اهل عصا نیست.اهل زمین‌خوردن هم نبود.

لعنت به پیری.

دسته بندی: تنها هیچ،

من و شناسنامه
پنجشنبه 6 تیر 1398 ساعت 12:11 ب.ظ
بالاخره چند روز قبل شناسنامه م رو عوض کردم.ظاهرش حسابی خراب شده بود که روم نمیشد به کسی نشون بدم.شبش رفتم خونه بابام اینا و از داستان شناسنامه گرفتن خودش گفت.اینکه چه زحمتی کشیدن و با چه بیچارگی تونستن هزینه های 70 تومنی رو جور کنن.
سمانه یک ماهی هم خونه مون بود.داستان شناسنامه ی پدر یکی از مهیج ترین کوتاه نوشته هایی هست که تا الان شنیده.خیلی براش جالب بود و کمی هم زورش گرفته که ما چرا باید فامیلی ای به این باکلاسی داشته باشیم.
دلمون براش تنگ میشه.
دسته بندی: بوی خوش زندگی،

پدر و گلوی پردردش
چهارشنبه 26 دی 1397 ساعت 11:41 ب.ظ
 پدر امشب حال نداشت.مریض بود.میگفت گلوش درد میکنه.بیچاره پدر!هروقت که مریض میشه از همه چیز می ترسه.بیشتر از همیشه دلتنگ میشه و حس میکنه که خیلی تنهاست.
پدر فکر میکنه من این چیزا رو نمیدونم!!
شبی  ازش می پرسم که تب داری  ؟ و اونم دستش رو دراز میکنه تا خودم ببینم. تب نداشت.

پی نوشت:
- موسیقی امشب رو یکی از دوستان جان برام فرستاده بود.
- آهنگ بولمادوم با صدای احمد محمدی
- برای دانلود [ اینجا] را کلیک کنید.

رفتن به بالای صفحه

Designed by ATONEMENT.ir